<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>زیست شناسی میکروبی</title>
    <link>https://bjm.ui.ac.ir/</link>
    <description>زیست شناسی میکروبی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسنامه vol. 15 no. 57</title>
      <link>https://bjm.ui.ac.ir/article_30546.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی سودوموناس‌های عامل لکه‌برگی و بلایت باکتریایی برخی گونه‌های گیاهان زینتی خانواده آراسه</title>
      <link>https://bjm.ui.ac.ir/article_29921.html</link>
      <description>پرورش گل‌ها و گیاهان زینتی در گلخانه نقش مهمی در درآمدزایی کشور و صادرات به کشورهای دیگر دارد. عوامل بیماری&amp;amp;shy;زای باکتریایی، به‌ویژه گونه‌های ایجادکنندة لکه‌برگی، قادر به واردآوردن خسارت شدید به گیاهان هستند و در موارد شدید حتی می‌توانند منجر به از بین رفتن کامل گیاهان شوند. گیاهان خانواده آراسه (Araceae) نیز از این قاعده مستثنی نیستند و تحقیقات کمی در این زمینه انجام شده است. در همین راستا نمونه‌برداری از گیاهان خانواده آراسه مبتلا به لکه‌برگی در گلخانه‌های تولید گل و گیاهان زینتی انجام شد. نمونه‌های آلوده روی محیط آگار غذایی کشت شدند و 20 استرین باکتریایی جدا، تک کلون و برای آزمایش‌های بیماری‌زایی و شناسایی نگهداری شد. آزمون بیماری‌زایی روی میزبان‌های بیمارگر مانند گیاهان پتوس (Epipremnum aureum)، آگلونما (Aglaonema treubii) و سینگونیوم (Syngonium podophyllum) انجام شد و نمونه‌های بیماری‌زا برای بررسی بیشتر انتخاب شدند. برای شناسایی، ویژگی‌های فنوتیپی مانند بروز رنگدانه فلورسنت روی محیطKing&amp;amp;rsquo;s B ، LOPAT، الگوی مصرف منابع کربن و انرژی، سکونس ژن کدکنندة 16S rDNA و ژن‌های خانه‌دار rpoD و recA بررسی شد. بررسی‌های فنوتیپی و مولکولی نشان داد استرین‌های آزمایش‌شده مربوط به گونة Pseudomonas aeruginosa هستند. براساس بررسی داده‌های منتشرشده، این اولین گزارش از بیماری‌زایی P. aeruginosa روی گیاهان خانواده آراسه در ایران است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه جمعیت میکروبی موجود در هاضم‌ بی‌هوازی زباله‌های جامد شهری اصفهان با استفاده از تکنیک توالی‌یابی نسل جدید</title>
      <link>https://bjm.ui.ac.ir/article_30214.html</link>
      <description>هضم بی‌هوازی یک فرایند میکروبی است که به‌طور گسترده برای تصفیه زباله‌های آلی کاربرد دارد. هاضم‌های بی‌هوازی به‌عنوان روشی کارآمد در مدیریت پسماند و تولید انرژی تجدیدپذیر مورد توجه قرار گرفته‌اند. در این پژوهش، جامعه باکتری‌ها و آرکی‌های موجود در هاضم بی‌هوازی زباله‌های جامد شهری اصفهان با استفاده از تکنیک توالی‌یابی نسل جدید ژن 16S rRNA بررسی شده است. هدف اصلی این مطالعه شناخت و ارزیابی مهم‌ترین باکتری‌هایی است که در فرایند تولید بیوگاز نقش کلیدی دارند. نتایج این پژوهش نشان دادند جامعه میکروبی در هاضم بی‌هوازی منطقه اصفهان عمدتاً از دو شاخه Bacteroidota با سهم 7/44 درصد و Firmicutes با سهم 5/30 درصد بوده است که این دو درمجموع 2/75 درصد از کل جامعه میکروبی را تشکیل می‌دهند. علاوه بر این، شاخه‌های Proteobacteria با 9 درصد، Cloacimonadota با 6/5 درصد، Patescibacteria با 6/5 درصد و Actinobacteriota با 5/4 درصد نیز حضور چشمگیری داشتند. در سطح جنس، جنس‌های ناشناخته‌ای مانند DMER64 و LNR_A2-18 به‌عنوان جنس‌های غالب شناسایی شدند. از سوی دیگر، حضور جنس‌های مهم عملکردی نظیر باکتری‌های سنتروفیک همچون Syntrophomonas و Pelotomaculum که نقش کلیدی در تجزیه اسیدهای چرب بلندزنجیر دارند، به همراه متانوژن‌های هیدروژنوتروف ازجمله Methanobrevibacter، نشان‌دهندة وجود یک شبکه متابولیکی کارآمد در این سیستم بود. این پژوهش با شناسایی جامعه میکروبی و گروه‌های کلیدی عملکردی، اطلاعاتی از ظرفیت متابولیک این هاضم فراهم می‌کند. نتایج حاصل می‌توانند پایه‌ای برای مطالعات آتی باشند که ارتباط مستقیم میان این جوامع میکروبی و شاخص‌های عملکردی هاضم، مانند میزان تولید متان را بررسی می‌کنند و راهکارهای عملی برای بهینه‌سازی پیشنهاد می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی محاسباتی اپی‌توپ‌های کاربردی برای تشخیص عفونت‌ ناشی از مایکوپلاسمای نشخوارکنندگان کوچک</title>
      <link>https://bjm.ui.ac.ir/article_30316.html</link>
      <description>باکتری Mycoplasma agalactiae، عامل اصلی بیماری آگالاکسی مسری در نشخوارکنندگان کوچک است که در بسیاری از کشورها ازجمله ایران گزارش شده است و به‌علت توانایی باقی‌ماندن به‌صورت مزمن در دام، خسارات اقتصادی چشمگیری به صنعت لبنیات وارد می‌کند. با پیشرفت ابزارهای بیوانفورماتیکی در آنالیز ماکرومولکول‌ها و همچنین دسترسی به ژنوم کامل باکتری M. agalactiae امکان ارزیابی اپی‌توپ‌های کاربردی و طراحی سازه‌های جدید برای استفاده در روش‌های تشخیص عفونت ناشی از این باکتری فراهم شده است. هدف از این مطالعه، انتخاب و ارزیابی اپی‌توپ‌های دارای پتانسیل تشخیصی و طراحی یک پروتئین چند اپی‌توپی قابل استفاده در آزمون‌های تشخیصی است. بدین منظور، با بهره‌گیری از روش‌های بیوانفورماتیک، چارچوب‌های خوانش باز (Open Reading Frames, ORFs) باکتری، استخراج و پس از غربالگری از نظر موقعیت سلولی، اختصاصیت گونه‌ای، سمیت، آلرژن‌بودن، خاصیت ایمنی و ساختار غشایی، پروتئین‌های مناسب برای پیش‌بینی اپی‌توپ‌های B-cell انتخاب شدند. در ادامه، اپی‌توپ‌های برتر برای طراحی یک پروتئین چند اپی‌توپی تشخیصی به کار گرفته شدند و ویژگی‌های ساختاری، فیزیکوشیمیایی، حلالیت و برهم‌کنش آن با رسپتور &amp;amp;nbsp;MHC class IIمیزبان به‌صورت محاسباتی ارزیابی شدند. نتایج نشان دادند غربالگری‌های بیوانفورماتیکی منجر به انتخاب 5 ORFs و درنهایت 7 B-cell اپی‌توپ با خاصیت ایمن‌زایی بالا، عدم سمیت، عدم آلرژنی و اختصاصیت مناسب برای باکتری M. agalactiae شد. همچنین، پروتئین چند اپی‌توپی طراحی‌شده، پایداری ساختاری، حلالیت مطلوب و برهم‌کنش مناسبی با رسپتور MHC class II سلول‌های ایمنی میزبان بز نشان داد. یافته‌ها نشان می‌دهند اپی‌توپ‌های پیشنهادی دارای پتانسیل کاربرد در آزمون‌های تشخیصی بوده‌اند و می‌توانند به‌عنوان کاندید مناسب برای انجام تحقیقات تجربی در جهت شناسایی عفونت ناشی از این باکتری مورد توجه قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی الگوهای مقاومت آنتی‌بیوتیکی و شیوع ژن‌های مقاومت در ایزوله‌های بالینی اسینتوباکتر بومانی در یک بیمارستان آموزشی در تهران</title>
      <link>https://bjm.ui.ac.ir/article_30373.html</link>
      <description>در حال حاضر، مقاومت آنتی‌بیوتیکی به‌عنوان یکی از تهدید‌های عمده جهانی برای سلامت انسان شناخته می‌شود. اهمیت بالینی اسینتوباکتر بومانی ناشی از توانایی آن در کسب و انتقال عوامل مقاومت آنتی‌بیوتیکی است. ژن‌های مقاومت، مانند بتالاکتامازهای کلاس D (اگزاسیلینازها)، اسینتوباکتر بومانی را قادر می‌کنند در برابر چندین خانواده آنتی‌بیوتیکی مقاومت نشان دهد. هدف این مطالعه، پایش الگوی مقاومت آنتی‌بیوتیکی و برآورد شیوع ژن‌های مقاومت blaOXA-23 و blaOXA-51 در ایزوله‌های اسینتوباکتر بومانی جداشده از بیماران بستری در یکی از بیمارستان‌های استان تهران بود. در این مطالعه، ۶۰ ایزوله اسینتوباکتر بومانی از بیماران بستری در یک بیمارستان آموزشی در تهران در سال 1403 جمع‌آوری شدند. پس از انجام آزمایش‌های بیوشیمیایی برای تعیین نهایی هویت باکتری، حساسیت آنتی‌بیوتیکی ایزوله‌ها در برابر 12 آنتی‌بیوتیک با استفاده از روش انتشار دیسک روی آگار تعیین شد. حساسیت به کولیستین نیز با استفاده از دیسک آنتی‌بیوتیکی بررسی شد. سپس شیوع ژن‌های مقاومت آنتی‌بیوتیکی blaOXA-23 و blaOXA-51 با روش PCR ارزیابی شد. در این مطالعه، میان ۶۰ ایزوله، بیشترین حساسیت مشاهده‌شده مربوط به کولیستین با 3/3 درصد مقاومت بود؛ درحالی‌که 100 درصد مقاومت نسبت به ایمی‌پنم، سفپیم، سفوتاکسیم، پیپراسیلین-تازوباکتام و سیپروفلوکساسین ثبت شد. شیوع blaOXA-23 و blaOXA-51 به‌ترتیب 6/81 و 100 درصد بود. افزایش مقاومت آنتی‌بیوتیکی و شیوع گسترده ژن‌های مقاومت موجب نگرانی‌های جدی شده است. کنترل مؤثر عفونت و پیشگیری از گسترش باکتری‌های مقاوم به آنتی&amp;amp;lrm;‌بیوتیک مستلزم مدیریت دقیق تجویز دارو و شناسایی به‌موقع ایزوله‌های مقاوم است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنتز و مشخصه‌یابی نانو لیپوزوم‌های بارگذاری‌شده با اسانس میخک و بررسی اثرات ضد باکتریایی و ضد قارچی آنها</title>
      <link>https://bjm.ui.ac.ir/article_30361.html</link>
      <description>امروزه توسعه عوامل ضدمیکروبی جدید برای جایگزینی آنتی‌بیوتیک‌ها، به‌ویژه ترکیبات با منشأ زیستی بسیار شایان توجه است؛ بنابراین در این پژوهش، سنتز نانولیپوزوم‌ها و بارگذاری اسانس میخک درون آنها و استفاده به‌عنوان یک عامل ضدباکتری و ضدقارچ به‌ترتیب روی محیط‌های کشت مولر هینتون آگار و PDA بررسی شد. بدین منظور، لیپوزوم‌ها با استفاده از لسیتین به‌عنوان پیش‌ماده با روش تزریق اتانول در حضور اسانس میخک، سنتز شدند و ویژگی‌های فیزیکی شیمیایی آنها با روش‌های میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM)، طیف‌سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR)، پراکندگی نور پویا (DLS) و زتا سایزر بررسی شد. سپس اثرات ضدمیکروبی آنها روی باکتری‌های اشریشیا کلی و استافیلوکوکوس اورئوس و قارچ‌های آسپرژیلوس نایجر، آسپرژیلوس ترئوس و آسپرژیلوس فلاووس بررسی شد. نانولیپوزوم‌های بارگذاری‌شده با اسانس میخک، پایداری کلوئیدی بالایی با پتانسیل زتای 5/58- نشان دادند؛ چنان‌که پس از 6 ماه رسوبی دیده نشد. تصویربرداری TEM نشان داد نانوذرات، شکلی نیمه‌کروی و همگون با اندازه بین 100 تا 200 نانومتر دارند. نانولیپوزوم‌ها زیست‌سازگاری بالایی نشان دادند؛ چنان‌که 8/73 و 3/81 درصد از سلول‌های فیبروبلاست انسانی پس از گرماگذاری با غلظت 200 میکروگرم بر میلی‌لیتر از به‌ترتیب نانولیپوزوم‌های اولیه و بارگذاری‌شده با اسانس میخک همچنان زنده ماندند. نانولیپوزوم‌های بارگذاری‌شده با اسانس میخک، اثر ضدباکتریایی محدودی روی سویه‌های استافیلوکوکوس اورئوس و اشریشیا کلی نشان دادند؛ اما اثر ضدقارچ برجسته‌ای روی آسپرژیلوس نایجر، آسپرژیلوس ترئوس و آسپرژیلوس فلاووس داشتند؛ چنان‌که به‌ترتیب در غلظت‌های 2، 2 و 1 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر (وزنی حجمی) لیپوزوم‌ها سبب مهار کامل رشد میسلیوم قارچ‌ها شدند. بر پایه نتایج، نانولیپوزوم‌های بارگذاری‌شده با اسانس میخک می‌توانند یک عامل ضدقارچ مناسب برای کاربردهای غذایی و دارویی باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فعالیت ضدقارچی نانوذرات نقره زیست‌سنتز شده و اسانس اسطوخودوس علیه قارچ‌های فرسایشگر جداشده از مسجد جامع اصفهان</title>
      <link>https://bjm.ui.ac.ir/article_30438.html</link>
      <description>فرسودگی زیستی، آسیب غیرقابل بازگشتی است که توسط میکروارگانیسم‌ها یا متابولیت‌های آنها بر آثار تاریخی به وجود می‌آید و قارچ‌ها از عوامل مهم این فرسایش محسوب می‌شوند. در این راستا، استفاده از عوامل ضدقارچ نوین، مؤثر و کم‌خطر مانند نانوذرات زیست‌سنتز شده و اسانس‌های گیاهی شایان توجه است. هدف از این مطالعه، بررسی و مقایسه فعالیت ضدقارچی نانوذرات نقره سنتزشده با عصاره آبی پوست سبز گردو و اسانس گیاه اسطوخودوس علیه شش گونه قارچ فرسایشگر جداشده از میراث فرهنگی بود. فعالیت ضدقارچی به دو روش انتشار در آگار و تعیین حداقل غلظت مهارکنندگی و حداقل غلظت کشندگی ارزیابی شد. نتایج نشان دادند نانوذرات نقره در غلظت ۱ میلی‌گرم بر میلی‌لیتر بر طیف وسیعی از قارچ‌ها مؤثر است؛ درحالی‌که اسانس اسطوخودوس در غلظت‌های زیاد (۵۰ و ۱۰۰ درصد) فعالیت مطلوبی داشت. براساس روش میکروتیترپلیت، نانوذرات با مقادیر MIC بین 125/0 تا ۱ میلی‌گرم بر میلی‌لیتر و با خاصیت کشندگی قوی علیه قارچ‌هایی مانند Aspergillus niger، Aspergillus &amp;amp;nbsp;flavus &amp;amp;nbsp;وPenicillium polonicum &amp;amp;nbsp;برتری خود را نشان دادند. در مقابل، اسانس علیه سه قارچ فاقد خاصیت کشندگی قابل اندازه‌گیری بود و تنها اثر بازدارندگی رشد نشان داد. با توجه به نتایج، نانوذرات نقره زیست‌سنتز شده به‌عنوان گزینه‌ای بسیار کارآمد و امیدوارکننده و اسانس اسطوخودوس به‌عنوان یک عامل طبیعی جایگزین یا مکمل، می‌توانند با توجه به شرایط حفاظتی و غلظت استفاده‌شده، در کنترل فرسودگی زیستی میراث فرهنگی درخور توجه قرار گیرند؛ البته تعیین راهکار نهایی کاربرد این ترکیبات، نیازمند مطالعات تکمیلی دربارة مواد سازنده بناهای تاریخی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Taguchi-Based Optimization of Culture Conditions for Enhanced Carotenoids and Astaxanthin Production in Thraustochytrium sp. 3F</title>
      <link>https://bjm.ui.ac.ir/article_30363.html</link>
      <description>Astaxanthin is a xanthophyll carotenoid with potent antioxidant activity that has attracted substantial attention due to its wide pharmaceutical, nutritional, and industrial applications. It is also utilized as a natural and safe pigment in food product and aquaculture feed. In the cosmetic industry, astaxanthin is recognized for its anti-aging and photoprotective properties. Recently, marine thraustochytrids have emerged as promising cell factories for eco-efficient and large-scale biosynthesis of astaxanthin and total carotenoids, providing a sustainable alternative to traditional chemical synthesis. In this study, the cultivation conditions of Thraustochytrium sp. 3F, a marine protist isolated from mangrove leaf litter along the southern coast of Iran, were optimized to enhance carotenoid biosynthesis, particularly astaxanthin. A Taguchi L9 orthogonal array design was applied to evaluate the effects of glucose and yeast extract concentration, seawater proportion, and agitation speed on biomass growth and carotenoid accumulation. Cultivation conditions significantly influenced both biomass formation and carotenoid yields. Based on Taguchi analysis, an optimal set of cultivation parameters, comprising 10 g/L glucose, 3 g/L yeast extract, 20 % (v/v) seawater, and 170 rpm was predicted and experimentally validated, resulting in balanced biomass production and substantial carotenoid accumulation. Time-course analysis indicated that carotenoid and astaxanthin biosynthesis primarily occurred during the stationary phase of biomass growth, accompanied by depletion of glucose and nitrogen sources. These findings highlight the importance of fine-tuning carbon, nitrogen, and salinity inputs to optimize biomass growth and secondary metabolite production that demonstrates the potential of Thraustochytrium sp. 3F as a sustainable natural source of carotenoids.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Investigation of the effect of the probiotic bacterium Lactobacillus casei on oprD gene expression in clinical isolates of imipenem-resistant Pseudomonas</title>
      <link>https://bjm.ui.ac.ir/article_30362.html</link>
      <description>OprD purine serve as a specific entry channel for drugs such as carbapenems in the outer membrane of Pseudomonas aeruginosa. Probiotics can play a role in inhibiting carbapenems resistance through efflux pumps by regulating the expression of OprD. This study aimed to investigate the effect of Lactobacillus casei on the expression of the oprD gene in clinical isolates of carbapenem-resistant P. aeruginosa. Bacteria were isolated and identified biochemically from clinical samples in Isfahan, and the carbapenem-resistant pattern was studied. The effect of L. casei and its cell-free culture supernatant (CFS) in De Man, Rogosa, and Sharpe (MRS) culture medium was investigated on oprD gene expression in the strains (one-way analysis of variance).&amp;amp;nbsp;A total of 37 P. aeruginosa strains were isolated, of which 54% were obtained from female patients and 46% from male patients. The highest number of strains (29.8%) was isolated from the age group of 21 to 30 years, and the lowest number (5.4%) was isolated from the age group of 51 to 60 years. The majority of strains were isolated from wounds (32.4%), and the lowest number was isolated from blood (19%). All strains produced biofilms, of which 10 (27%), 12 (32.4%), and 12 strains (32.4%) formed weak, moderate, and strong biofilms, respectively. The highest resistance was to the antibiotic imipenem (43.2%). All strains carrying the oprD gene exhibited resistance to the antimicrobial effects of the probiotic L. casei and its supernatant. However, the expression of the oprD gene was 67% and 36% of control after treatment with the probiotic and its CSF, respectively. Given the key role of the OprD porin in antibiotic-resistant strains of P. aeruginosa, inhibition of OprD production by L. casei and its supernatant is of particular preventive and therapeutic importance by controlling resistance to antibiotics in these strains.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فاکتورهای موثر در اکسیداسیون زیستی آهن توسط اسیدی تیوباسیلوس فروکسیدانس</title>
      <link>https://bjm.ui.ac.ir/article_30514.html</link>
      <description>هم‌زمان با رشد فعالیت‌های صنعتی، نگرانی‌ها درباره کاهش تدریجی ذخایر فلزی با قابلیت فرآوری آسان و  بهره‌برداری از این منابع افزایش یافته است. ازاین‌رو، توسعه فناوری‌های زیست‌سازگار که قادر به استخراج فلزات از منابع پیچیده و مقاوم هستند، اهمیت قابل توجهی پیدا کرده است. هیدرومتالورژی زیستی به‌عنوان یک فناوری سبز و پایدار شناخته می‌شود که برای تسهیل انحلال فلزات بر میکروارگانیسم‌های اکسیدکننده آهن متکی است. این میکروارگانیسم‌ها از طریق تولید یون‌های آهن فریک، که به‌عنوان یک عامل اکسیدکننده مؤثر و کم‌هزینه عمل می‌کنند، در فرایند فروشویی نقش دارند. در پژوهش حاضر، اثرات منفرد و برهم‌کنشی پارامترهای عملیاتی شامل پالپ دانسیته، زمان فرایند و میزان تلقیح اولیه باکتری بر تولید آهن فریک در فرایند فروشویی زیستی مس از کانسنگ کال‌کافی، توسط باکتری مقاوم به اورانیوم اسیدی تیوباسیلوس فروکسیدانس سویه THA3 مورد بررسی قرار گرفت. طراحی آزمایش‌ها با استفاده از روش طراحی مرکب مرکزی در چارچوب روش رویه پاسخ انجام شد. نتایج نشان داد که افزایش زمان از 2 تا 21 روز موجب کاهش غلظت آهن فریک از mg/l86/1695 بهmg/l 36/135 می‌شود. به‌طور مشابه، افزایش پالپ دانسیته از 5٪ به 15٪ باعث کاهش میزان تولید آهن فریک از  mg/l 86/1590به  mg/l34/838 گردید. از سوی دیگر، با افزایش میزان تلقیح اولیه باکتری از 5٪ به 7/14٪، مقدار تولید آهن فریک از mg/l89/520 بهmg/l 1269 افزایش یافت. مدل آماری پیشنهادی عملکرد پیش‌بینی‌کننده رضایت‌بخشی از خود نشان داد، بطوریکه مقدار 0022/0 P= و 93/0R2= به‌دست آمد. نوآوری اصلی این پژوهش در ترکیب به‌کارگیری سویه‌های باکتریایی کارآمد با روش طراحی مرکب مرکزی به‌منظور مدل‌سازی وتحلیل هم‌زمان اثر مهم‌ترین عوامل عملیاتی مؤثر بر تولید آهن فریک نهفته است. روش آماری کارآمد به‌کاررفته در این تحقیق، با کاهش قابل توجه وابستگی به آزمون ‌وخطا در بهینه‌سازی پارامترهای عملیاتی، زمینه را برای توسعه و پیشبرد فرایندهای فروشویی زیستی مبتنی بر سویه‌های بومی را در مقیاس‌های بزرگ‌تر فراهم کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جداسازی و شناسایی قارچ‌های همراه با ذرت(Zea mays) در شهرستان نهاوند</title>
      <link>https://bjm.ui.ac.ir/article_30561.html</link>
      <description>قارچ‌های اندوفیت، میکروارگانیسم‌های متنوعی هستند که بدون ایجاد آلودگی آشکار، گیاهان را به صورت همزیست کلونیزه می‌کنند. به‌منظور شناسایی و ارزیابی قارچ‌های اندوفیت گیاه ذرت (Zea mays L)، نمونه‌برداری از اندام‌های گیاه طی سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ در مزارع ذرت شهرستان نهاوند انجام شد. پس از ضدعفونی سطحی نمونه‌ها، قارچ‌های اندوفیت جداسازی و بر اساس ویژگی‎های ریخت‌شناختی و با نشانگرهای مولکولی ITS و tef1-α شناسایی شدند. همچنین ارزیابی پتانسیل این قارچ‌ها در تحریک رشد گیاه در شرایط گلخانه انجام شد. نتایج بررسی ریخت‎شناسی و مولکولی جدایه‌ها نشان داد، جدایه‌های قارچی اندوفیت ذرت شامل هفت گونه به نام‎های Acremonium sclerotigenum، Alternaria tellustris، Asergillus fumigatus، Aspergillus terreus، Fusarium equiseti، Fusarium verticillioides و Chaetomium globosum بودند. آزمایش گلخانه‌ای نشان داد که اکثر جدایه‎ها اثر معنی‌داری (P&amp;amp;lt;0.05) بر افزایش شاخص‌های رشدی ذرت داشتند. بیشترین اثر محرک رشد مربوط به Ch. globosum و F. equiseti بود. در مقابل، F. verticillioides با کاهش معنی‌دار شاخص‌های رشدی، رفتار بیمارگر از خود نشان داد. بر اساس بررسی منابع علمی در دسترس، گونه‌های A. sclerotigenum، A. tellustris، A. fumigatus، A. terreus، F. equiseti و Ch. globosum به عنوان اندوفیت ذرت و برای اولین بار از ایران گزارش می‎شوند. همچنین، تاکنون گزارشی از A. tellustris و A. terreus به‌عنوان اندوفیت ذرت در منابع علمی در دسترس نیست؛ از این‌رو، یافته‌های این پژوهش می‌تواند از نخستین گزارش‌های مرتبط با این گونه‌ها در ذرت محسوب شود. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد که قارچ‌های اندوفیت ذرت دارای تنوع عملکردی بالایی هستند و برخی جدایه‌ها پتانسیل برای کاربرد در کشاورزی پایدار دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد لیپوپپتیدهای باکتریایی در شیر همگن‌شده و ویژگی‌های پودر شیر غنی‌شده با لیپوپپتید</title>
      <link>https://bjm.ui.ac.ir/article_30613.html</link>
      <description>غذاهای غنی‌شده به منظور ارتقای سلامت عمومی و به عنوان حامل ترکیبات زیست‌فعال فراسودمند توسعه می‌یابند. در این مطالعه، فعالیت لیپوپپتیدهای ضدسرطان (LP) در شیر همگن‌شده بررسی و ویژگی‌های پودر شیر غنی‌شده با LP ارزیابی شد. نتایج ما نشان داد که فعالیت LP با افزایش چربی شیر کاهش می‌یابد. افزودن LP به شیر همگن‌شده تنها تغییرات جزئی یا غیرمعنی‌دار در محتوای پروتئین، رطوبت، چگالی توده‌ای، چگالی ضربه‌ای، شاخص کار (CI)، نسبت هاوسنر (HR) پودرهای شیر خشک، همچنین pH و اندازه ذرات پودرهای شیر هیدراته شده ایجاد کرد. با این حال، تفاوت معنی‌دار در رنگ و کاهش حلالیت در نمونه‌های غنی‌شده در مقایسه با نمونه‌های شاهد مشاهده شد. علیرغم کاهش فعالیت LP در شیر—به‌ویژه در شیر حاوی چربی—فعالیت زیستی قابل‌اندازه‌گیری همچنان باقی ماند. از آنجا که تنها اثر منفی LP بر حلالیت بود، می‌توان LP را بدون افت کیفیت عمده به پودر شیر اضافه کرد. اگرچه فعالیت LP باکتریایی پیش‌تر در شیر غیرهمگن مطالعه شده است، این اولین گزارشی است که فعالیت LP را در شیر همگن‌شده ارزیابی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازآرایی پاسخ استرس اکسیداتیو Pseudomonas aeruginosa در مواجهه با تنش ترکیبی اسمزی و فلوروکینولون: تغییرات آنزیمی و پروتئینی</title>
      <link>https://bjm.ui.ac.ir/article_30627.html</link>
      <description>*Pseudomonas aeruginosa* به‌عنوان یک پاتوژن فرصت‌طلب، توانایی بالایی در سازگاری با تنش‌های محیطی و مواجهه با آنتی‌بیوتیک‌ها دارد. با این حال، تأثیر هم‌زمان تنش اسمزی و فلوروکینولون‌ها بر بازآرایی پاسخ استرس اکسیداتیو، به‌ویژه در سویه‌های مقاوم به چند دارو، هنوز به‌طور کامل شناخته نشده است. هدف این مطالعه بررسی تغییرات فنوتیپی، آنزیمی و پروتئینی سیستم آنتی‌اکسیدانی در *P. aeruginosa* تحت شرایط تنش ترکیبی اسمزی و فلوروکینولونی بود.

در این پژوهش، سه سویه بالینی مقاوم به چند دارو و یک سویه مرجع در معرض فلوروکینولون‌های سیپروفلوکساسین، نورفلوکساسین و افلوکساسین قرار گرفتند. آنتی‌بیوتیک‌ها در غلظت‌های زیرمهاری معادل یک‌چهارم و یک‌دوم حداقل غلظت مهاری و تنش اسمزی با استفاده از ۰٫۳ و ۰٫۵ مولار کلرید سدیم اعمال شد. سپس حداقل غلظت مهاری، حساسیت فنوتیپی، رشد باکتری، فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی شامل سوپراکسید دیسموتاز، کاتالاز و گلوتاتیون پراکسیداز و همچنین بیان پروتئین‌های OxyR، KatA و SodB ارزیابی شد.

**نتایج نشان داد که ترکیب تنش اسمزی و غلظت‌های زیرمهاری فلوروکینولون‌ها موجب افزایش حداقل غلظت مهاری، کاهش حساسیت فنوتیپی و القای پاسخ‌های مرتبط با تحمل تطبیقی آنتی‌بیوتیکی در سویه‌های مقاوم به چند دارو شد.** این شرایط با کاهش نسبی رشد باکتری و افزایش معنی‌دار فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی و سطح پروتئین‌های مورد بررسی همراه بود. بیشترین تغییرات در سویه‌های مقاوم به چند دارو تحت تنش اسمزی ۰٫۵ مولار مشاهده شد، در حالی که سویه مرجع پاسخ محدودتری نشان داد.

یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که تنش اسمزی از طریق افزایش اجزای دفاع اکسیداتیو مرتبط با OxyR و تقویت سیستم آنتی‌اکسیدانی سلول، تحمل آنتی‌بیوتیکی *P. aeruginosa* را افزایش می‌دهد. **این یافته‌ها بیشتر در چارچوب تحمل تطبیقی وابسته به استرس تفسیر می‌شوند و شواهد مستقیمی برای ایجاد مقاومت ژنتیکی پایدار فراهم نمی‌کنند.** این سازوکارها می‌توانند در بقا، سازگاری و تداوم سویه‌های مقاوم به چند دارو در محیط‌های بالینی نقش مهمی ایفا کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیر ایمونولوژیکی بیماران مبتلا به HIV تحت درمان ضد رتروویروسی ۴ ساله: یک مطالعه مشاهده‌ای ۱۳ ساله از خرم‌آباد</title>
      <link>https://bjm.ui.ac.ir/article_30636.html</link>
      <description>مقدمه: کاهش تدریجی سلول‌های T-CD4+ متعاقب عفونت HIV، عملکرد ایمنی را تضعیف کرده و سیر بالینی بیماران را تعیین می‌کند. درمان ضدویروسی با افزایش این سلول‌ها، ایمنی را تقویت و عفونت‌های فرصت‌طلب و مرگ‌ومیر را کاهش می‌دهد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر رژیم‌های سه‌دارویی ضدویروسی بر تعداد سلول‌های CD4+ در بیماران HIV+ خرم‌آباد انجام شد.
روش‌ها: در این مطالعه همگروهی مشاهده‌ای، داده‌های ۲۴۲ بیمار (۱۸۱ نفر تحت رژیم مبتنی بر NNRTI و ۶۱ نفر تحت رژیم مبتنی بر INSTI) تحلیل شد. تعداد CD4+ در خط پایه و در مقاطع ۶ ماه، ۱، ۲، ۳ و ۴ سال پس از شروع درمان اندازه‌گیری گردید. تغییرات طولی با مدل معادلات برآورد تعمیم‌یافته (GEE) و میانگین تغییرات از خط پایه بین دو گروه با آزمون تی مستقل مقایسه شد.
یافته‌ها: گروه INSTI دارای CD4+ پایه کمتری نسبت به گروه NNRTI بود (۳۳۱ در مقابل ۴۵۲ سلول/میکرولیتر). میانگین افزایش CD4+ از خط پایه در گروه INSTI (۴۰۶ سلول/میکرولیتر) به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه NNRTI (۲۹۹ سلول/میکرولیتر) بود (۰٫۰۰۲ P =).  بااین‌حال، تحلیل GEE نشان داد بیماران تحت NNRTI در کل پیگیری، تعداد مطلق CD4+ بالاتری داشتند (۰٫۰۰۱ P &amp;amp;gt;) که احتمالاً ناشی از مقادیر پایه بالاتر آن‌هاست.
نتیجه‌گیری: هر دو رژیم با بهبود CD4+ همراه بودند. رژیم INSTI افزایش میانگین بیشتری از خط پایه داشت، درحالی‌که NNRTI سطوح مطلق بالاتری را در طول زمان حفظ کرد. به دلیل طراحی مشاهده‌ای، عدم‌توازن پایه، و حجم نمونه کوچک گروه INSTI در پیگیری درازمدت، نمی‌توان برتری علیتی هیچ‌یک از رژیم‌ها را ادعا کرد. این یافته‌های فرضیه‌ساز نیازمند تأیید در کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌شده با خط پایه متوازن هستند</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
